تبلیغات

دسته‌ پیامک

دسته‌ موبایل



توجه : با عضویت در سایت موبایل اسکای جدیدترین مطالب را در ایمیل خود داشته باشد

پس از ثبت ایمیلی شامل تایید به شما ارسال می شود که باید تایید کنید



جوک های بسیار خنده دار ۲۰۱۲

غضنفر میره بالای پل عابر پیاده داد می زنه حالا من خر،من نفهم، آخه شما اینجا رودخانه می بینید که اومدین روش پل زدین
===========================
یه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود
==========================
عربه بلال می خوره تا صبح اذان می گه
===========================
اصفهانیه داشته نوار روضه گوش میداده میزنه آخر نوار ببینه شام میدن یا نه
=======================================
میدونی به یه دختر خوشگل که لباس خواب پوشیده چی میگن؟………….. میگن : شب بخیر
==============================
سرهنگه داشته امتحان رانندگی می‌گرفته. از یارو می‌پرسه: اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟ طرف میگه: برف پاک کن جناب سرهنگ! سرهنگه کف می‌کنه می‌پرسه: یعنی چی؟ یارو میگه: یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف
========================
دختره میره تعلیم رانندگی … ازش میپرسند چطور بود ؟ میگه : بد نبود ! اما معلمش خیلی مذهبی بود. میگن : واسه چی؟ میگه : والا من هر کاری میکردم هر جایی میپیچیدم میگفت : یا اباالفضل …یا حضرت عباس…یا امام حسین
=========================
یارو زنگ میزنه پیتزا فروشی میگه یه پیتزا می خواستم. فروشنده میگه . به نام … ؟ یارو میگه . آخ آخ . ببخشید .به نام خدا , یه پیتزا می خواستم
=============================
یه روز یکی میره رستوران میپرسه بندری دارید میگه اره میگه بذار صداشو هم زیاد کن
==============================
میدونید بد ترین شکنجه برای یه اصفهانی چیه؟ … ببندنش به یه درخت بگن اون طرف خیابون دارن نذری میدن


این مطلب تا الان 55,724 بار بازدید شده است.
۲۹ بهمن ۹۰


نظرات شما درباره جوک های بسیار خنده دار ۲۰۱۲

ارسال شده توسط : yasamin

طرف میره آزمایشگاه داد میزنه میگه:چرا جواب خون شهدا رو نمیدین؟!

ارسال شده توسط : yasamin

یه معتاده داشته دو تا سیگار میکشیده،ازش میپرسن چرا دو تا سیگار میکشی؟
میگه یکی واسه خودمه یکی واسه دوستمه که الان تو زندانه نمیتونه بکشه.
یه مدت بعد میرن میبینن داره یه سیگار میکشه،ازش میپرسن چی شد؟دوستت آزاد شد؟
میگه نه،خودم ترک کردم!!

ارسال شده توسط : T N T

خاطرات یک مرد معتاد:تا ۲۶ سالگی فکر میکردم اسمم زهره س چون هر روز مامانم داد میزد میگفت:پاشو ظهره







تبلیغات

آخرین مطالب

مطالب اتفاقی

آرشیو مطالب